X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
دختر شبگرد

دختر شبگرد

 
  >
My Blog
My Archive
Daily Links
Friends Link
 
 
یکشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1390
جواب

روزی که اون کار رو کردم نه ناراحت بودم نه حس بدی داشتم نه هیچی.... یه حالت خلسه ی قشنگ بود... خیلی قشنگ... نمیدونم چرا..........؟ 

امروز هم که خوب خوبم از نظر روحی و تازه سرما خوردگیم خوب شده(البته نه کاملا!) باز هم همون کار رو میکنم. نه واسه لجبازی ذاتیم یا اینکه بگم من همینم!!!!  

فقط واسه اینکه جددددددداً دیگه نیازی بهشون تو زندگیم نیست... من زندگیم پررررررر شده. پرررررررررر!!! و دیگه (با وجود تنهاییم) به هیچکدوم از اون چیزا احساس وابستگی و تعلق ندارم. اگه این کار رو میکنم واسه اینه که... :

مثل وقتی آدم اتاقش شلوغه و احساس بدی داره، منم همون احساسو نسبت به اینا دارم... و نسبت به همه اون چیزایی که پاکشون کردم... این یه جور خلوت کردن دور و برمه، از چیزایی که دیگه بهشون نیاز ندارم و تعلق خاطری بهشون ندارم....!!!!‌ هممممممممین!!!!! 

 

آدم اگه یه چشمه ی زلال از آب باروووووووووووووون کنارش بجوشه، دیگه نمیره از یه آب راکد و گل گرفته آب بخوره... کاش همممین یه جمله فهمیده شه... 

و  م  ی  د  و  ن  ی  ن  ک  ه    $-)

+ نوشته شده در  ساعت 08:34 ق.ظ  توسط باران  نظرات (0)  
 

http://dokhtare-shabgard.blogsky.com

@authorName

http://dokhtare-shabgard.blogsky.com

http://dokhtare-shabgard.blogsky.com

دختر شبگرد

جواب - دختر شبگرد

دختر شبگرد

سیامک عباسی